|
وبلاگ من ![]() خدایا! به من بیاموز عاشق تو باشم, نه خودم! چنان متبرکم گردان تا خودم را رها کنم و بر درگاه نیلوفرینت مراقبه کنم هر شب و هر روز! دوست داشتنی هام نیلوفرانم |
نیلوفرانه
خدایا!به من بیاموز عاشق تو باشم,نه خودم
گاهي لازمه تنها بموني براي انجام كاري از دوستم خواستم همراهم باشه ، اما دوستم با صراحت گفت : روي من حساب نكن . اول كمي جا خوردم و به رسم زمونه و آدمهاي بي وفاي امروزي بدوبيراه گفتم ! اما بعد از مدتي به اين نتيجه رسيدم كه اون قدرها هم بد نشد . اول به خودم مي گفتم من كه مشكلي ندارم فقط ميخوام كسي همراهم باشه تنها نباشم ، اما خودم مي دونستم كه اينا همش بهانه است ! وقتي به ناچار تنها موندم انگار ديگه بايد واقعآ كاري ميكردم . شروع كردم به فكر كردن به اين كه خيلي افراد ديگه با شرايط من همين كار رو بدون هيچ مشكلي انجام ميدن ، پس چرا من نتونم . اصلآ چرا تا حالا اين آدما رو نديده بودم ؟! مگه نه اينكه هميشه هر كاري اولش سخته ، مگه نه اينكه حضرت علي (ع) فرموده اند: از هر كاري كه مي ترسي ، خودت را داخل آن بيانداز . آره براي غلبه بر ترسم بايد به سمتش مي رفتم . وقتي تنها شدم به اين فكر كردم كه چه جوري ميشه اون كارو به بهترين حالت انجام بدم ، اصلآ مي خواستم به خودم ثابت كنم كه تنهايي هم ميتونم از پس كارهاي خودم بربيام و براي اين كه براي ثابت كردن به خودم كم نيارم انگيزه پيدا كرده بودم ... بالاخره كار رو انجام دادم ... با موفقيت ... حالا كه فكر ميكنم مي بينم نبايد از دست دوستم دلخور ميشدم . كمك بزرگي كرد كه منو تنها گذاشت ! تنها كه موندم ، براي انجام كارها اعتماد به نفس پيدا كردم . تنها كه موندم ، به فكر پيدا كردن راه حلهاي خلاقانه براي حل مشكلم افتادم. تنها كه موندم ، غلبه بر ترس رو تمرين كردم . تنها كه موندم ، مستقل بودن رو ياد گرفتم . تنها كه موندم ، خودمو باور كردم ... دوشنبه 1387/03/13 :: :: نويسنده : نیلوفرانه
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم . و ياد بگيرند که من اينجا هستم هميشه
استادی میگوید: از هر برکتی که خداوند امروز به شما ارزانی داشته، استفاده کنید. برکت را نمی توان ذخیره کرد . هیچ بانکی نیست تا برکت دریافت شده را به آن بسپاریم و هرگاه مایل بودیم ، از آن استفاده کنیم. اگر از برکات استفاده نکنیم ، برای همیشه از دست میروند . خداوند میداند که ما در زندگی ، هنرمندان خلاقی هستیم. یک روز گل مجسمه سازی به ما میدهد ، یک روز قلم مو و بوم ، یا یک قلم . اما هرگز نمی توانیم از گل روی بوم نقاشی ، و یا از قلم ، روی مجسمه استفاده کنیم . هر روز ، معجزه خود را دارد . برکات را بپذیرید ، کارکنید ، و آثار هنری کوچک خودرا همین امروز بیافرینید. فردا برکات دیگری دریافت خواهید کرد. راستی ، از خودمان پرسیده ایم برکت یعنی چه و در کجا میتوان آن را یافت؟ برکت یعنی چیزی که به ظاهر کم است اما در حقیقت میتوان بسیار از آن بهره مند شد. چیزی که برکت نداشته باشد ممکن است به ظاهر و در نگاه اول زیاد به نظر بیایید اما در حقیقت بسیار اندک است . چه خوب بود میدانستیم وجود پدر و مادر در زندگیمان برکتی بی نهایت است که حذف هرکدام از آنها بخش بزرگی از این رحمت و برکت را ازما می گیرد. داشتن همسری لایق و توانمند یعنی برکت ، داشتی فرزندی لایق و ارزشمند یعنی برکت ، از همه مهمتر داشتن زندگی سرشار از آرامش یعنی برکت . برکت یعنی آسایش از آنچه داریم و آرامش در آنچه داریم. برکت یعنی خانواده ای دوست داشتنی،تنی سالم ، امید به فرداهایی روشن ،اطرافیان پاک ،و ثروتی که حتی اگر اندک است لبریز از لذت ، صمیمیت و صفاست. برکت یعنی آنکه احساس کنیم خوشبختیم و در دنیا هیچ چیز نیست که بتواند با خوشبختی ما رقابت کند. حالا از شما می پرسم : چقدر زندگیتان با برکت است ؟
|
||