تبليغاتX
نیلوفرانه - چهاردیواری من
وبلاگ من

خدایا!
به من بیاموز
عاشق تو باشم,
نه خودم!
چنان متبرکم گردان
تا خودم را رها کنم
و بر درگاه نیلوفرینت
مراقبه کنم
هر شب و هر روز!
نیلوفرانه
خدایا!به من بیاموز عاشق تو باشم,نه خودم
چهارشنبه 1387/05/09 :: ::  نويسنده : نیلوفرانه       

چهاردیواری

 

 

من یک چهار دیواری دارم و روزهایی .

 

روزهایی که روشنند ، آفتابی

 

منتظرند ، با بی تابی

 

نگاهم به پایین و دلم با آسمان

 

چشمم در اینجا و جانم دل نگران

 

سری دارم با هزار سودا

 

و آهنگی ... اما بی صدا

 

در این شور و هیاهو

 

که هر کس دارد سری با او

 

من نیز او را می جویم

 

در خواب و بیداری

 

در همین چهار دیواری

 

من یک چهار دیواری دارم و شبهایی .

 

شبهایی که سیاهند

 

گاه ابری و گاه مهتابی

 

شبهای سیاه به امید سپیده می گذرند

 

و شبهای مهتابی .. کاش نگذرند !

 

شبهای مهتابی با اینکه تاریکند ، روشن اند

 

 و شبهای ابری با اینکه دلگیرند ، دست و دل بازند

 

چون در نهایت می بارند

 

و وقتی که میبارند سخاوتمندانه میبارند

 

برای همه ، یکسان ، بدون چشمداشت و پاک

 

و آن هنگام که قطره ها بر بستر بام می خوابند

 

آرامش آن شب را به این چهاردیواری می آورند

 

من یک چهار دیواری دارم ...