من آموزگار خویشم

من به چشمانم می آموزم که تنها زیباییها را ببیند.
من به زبانم می آموزم که فقط زمانی انتقاد کندکه راهی دیگر
برای اصلاح امور وجود نداشته باشد .
من به دستانم می آموزم تا نوازش بر سر انسانها ، حیوانها ، گیاهان و اشیاء را یاد بگیرند .
من به پاهایم می آموزم ازجایی عبورکنندوبه جایی بروند
که شاهراهی برای سعادت وتکامل باشد .
من به قلبم می آموزم برای کسی بتپد که لایق عشق من باشد.
من به گوشهایم می آموزم که تنهاجملات مثبت رابشنوندتا ازمنفی بافیهاوکینه ها دور باشم .
من به خود می آموزم که خود میتوانم معلم خود باشم ، به شرط آنکه ،
هر آنچه را که می آموزم به نفع خود تمام کنم .
من به دلم می آموزم که آرام ودریایی باشدتابتوانم دیگران را در قطرات عشقم سهیم سازم .
من به روحم می آموزم که خدایی باشد تا بتوانم سخاوت ، صداقت ، ایمان ، عشق ، خلوص ،
پاکی ، نجابت ، زیبایی و لطافت را به خود و دیگران تقدیم کنم .
من به خود می آموزم ، چرا که من آموزگار خویشم .