تو ...
در دل سياه شب
هر ستاره اي كه سرميزند ، اوست .
چشمك هر ستاره اي ،
نگاه دزدانه ي اوست كه مرا پيغام ميدهد ،
كه در زمين تنها نيستي ،
كه مرا غروب نيست ،
مرا با تو جدايي نيست ،
مرا بي تو زندگاني نيست ،
مرا بي تو سرنوشتي نيست ، سرگذشتي نيست .
هر ستاره اي مرا مژده اي است كه او هست ، كه اوست .
كه او خورشيد بي غروب من است .
كه او وصال بي فِراق من است .
كه او حضور بي غيبت من است .
او در دَم هر نَفَس من است .
در كوبه ي هر نبض من است .
طعم هر طعامم اوست .
شهد هر شرابم اوست .
عطر هر ياسي نجواي اوست .
وزش هر نسيمي نوازش اوست .
قطره ي هر شبنمي اشك اوست .
عاشقي رنگ سمند او .
آسمان ، پرتويي از سر در اوست .
مخمل ابر ، گل پيكر اوست .
ساقه ي صبح ، بر و بالايش ،
نعمه وحيِ خدا آوايش ،
آرزو طرحي از اندامش ،
مژده نقشي است ز پيغامش ،
زندگي رايحه ي پيرهنش ،
جان من تشنه ي نوش دهنش .
(دکتر علی شریعتی)