تو 

در دل سياه شب

هر ستاره اي كه سرميزند ، اوست .

چشمك هر ستاره اي ،

نگاه دزدانه ي اوست كه مرا پيغام ميدهد ،

كه در زمين تنها نيستي ،

كه مرا غروب نيست ،

مرا با تو جدايي نيست ،

مرا بي تو زندگاني نيست ،

مرا بي تو سرنوشتي نيست ، سرگذشتي نيست .

هر ستاره اي مرا مژده اي است كه او هست ، كه اوست .

كه او خورشيد بي غروب من است .

كه او وصال بي فِراق من است .

كه او حضور بي غيبت من است .

او در دَم هر نَفَس من است .

در كوبه ي هر نبض من است .

طعم هر طعامم اوست .

شهد هر شرابم اوست .

عطر هر ياسي نجواي اوست .

وزش هر نسيمي نوازش اوست .

قطره ي هر شبنمي اشك اوست .

عاشقي رنگ سمند او .

آسمان ، پرتويي از سر در اوست .

مخمل ابر ، گل پيكر اوست .

ساقه ي صبح ، بر و بالايش ،

نعمه وحيِ خدا آوايش ،

آرزو طرحي از اندامش ،

مژده نقشي است ز پيغامش ،

زندگي رايحه ي پيرهنش ،

جان من تشنه ي نوش دهنش .

(دکتر علی شریعتی)